هیچ چیز آرامش‌بخشتر از نقص نیست. نقص یعنی این‌كه همچنان كاری برای كردن هست. همچنان كاری از دستت برمی‌آید؛ كه همچنان انسانی. ولی ضمناً نقص در جمع قابل تحمل است، تعداد زیادی نقص چیز عظیمی می‌شود، اما نقص در تنهایی، نهایت استیصال است. هنگامی كه مردم حاضر نیستند ذهنیتهاشان ساحتی را می‌سازد كه زیستن در آن ممكن نیست. جهنم، نبودِ دیگران است  در عین حضور ردپای آنها. غاری متروك پر از مثالها و نقش‌ونگارهای دیوار.

جهنم موزۀ متروك است، ادعای كمال همه‌چیز، پنهان كردن رنج.